X
تبلیغات
عشق یعنی خــــــدا

عشق یعنی خــــــدا
به راستی که هیچ کس جز خودت لیاقت عشقی که بهمون دادی رو نداره 
ثامن تم
طراح قالب

شهدای کازرون

انواع پروژه های دانشجویی به زبان سی شارپ(#C) ، وی بی دات نت(vb.net) ، ویژوال بیسیک(vb) ،

طراحی قالب و طراحی سایت به زبان HTML,CSS,java,asp.net و غیره پذیرفته میشود.


موضوعات مرتبط: انجام کلیه پروژه های دانشجویی
برچسب‌ها: پروژه دانشجویی, انجام پروژه
پنجشنبه سی ام آبان 1392 .:. 13:59 .:. Mohammad

 

 

همنورد کوه سید امیر حسین موسوی در اول محرم سال 1391 در طی یک صانحه سر بر دماوند فرو گذارد

 

رفیق تا عمر دارم فراموشت نمیکنم

همیشه در قلب منی امیر حسین

شادی روح همه ی درگذشتگان و بخصوص  امیر حسین

صـــــــلـوات 

 عکسهای بیشتر در ادامه ی مطلب

 

 

 

 


ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: همیشه بیادتم امیرحسین
برچسب‌ها: امیر حسین, مرگ, خداحافظ
دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 .:. 22:40 .:. Mohammad
در یک شب زمستانی سرد پادشاه به بیرون از قصر رفت.جلوی در قصر سرباز پیری را دید که با لباس کم در سرما نگهبانی میدهد.

از او پرسید :ببینم پیرمرد تو سردت نیست؟!

سرباز جواب داد:چرا سردم است ولی عادت کرده ام.

پادشاه گفت:وقتی که به قصر برگشتم یکی از لباسهای گرم خودم رابرایت می آورم.

پیرمرد خوشحال شد و گفت خیلی ممنون .

پادشاه به قصر برگشت و وعده ای که داده بود را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد یخ زده ی سرباز را پشت در قصر پیدا کردند در حالیکه روی برف با خط نا خوانا نوشته بود:

"ای پادشاه وعده ی تو مرا به هلاکت رسانید وگرنه من همیشه این سرما را تحمل میکردم..."



برچسب‌ها: پادشاه وسرباز, وعده ی پادشاه
شنبه بیست و سوم آذر 1392 .:. 0:45 .:. Mohammad

امروز 10 محرم و 23 آبان سالگرد امیر حسین بود.

برای شادی روح امیر حسین و در گذشتگان خودتون  

صلوات



موضوعات مرتبط: اولین سالگرد امیر حسین
برچسب‌ها: سالگرد امیر حسین
شنبه بیست و پنجم آبان 1392 .:. 1:7 .:. Mohammad

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان و یاران با وفایشان را به تمام شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض میکنم.

امیدوارم عزاداریاتون مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد.

اجرتان با آقا امام حسین(ع)


موضوعات مرتبط: محرم الحرام
برچسب‌ها: محرم, ماه محرم, محرم الحرام, امام حسین
شنبه هجدهم آبان 1392 .:. 7:58 .:. Mohammad
روزی گنجشکی در لانه اش استراحت میکرد که ناگهان بادی آمد و لانه ی گنجشک را از روی درخت به پایین انداخت.

گنجشک که خیلی ناراحت شده بود رو به خدا کرد و گفت:

ای خدا لانه ای داشتم که هنگام درماندگی و خستگی به آن پناه برده و استراحت میکردم اما باد تو آمدو آن را واژگون ساخت.

خدا رو به گنجشک کرد و گفت:

ماری در راه لانه تو بود و تو از آن بی خبر بودی من باد را فرستادم تا آن را واژگون سازد و تو پر بکشی و از آن جا دور شوی.

چه مهربانی ها که در حق تو نکردم و تو بدون آنکه بدانی چرا نا سپاسی کردی...


موضوعات مرتبط: خدا و گنجشک...
برچسب‌ها: خدا, گنجشک, مهربانی خدا
جمعه دهم آبان 1392 .:. 12:30 .:. Mohammad

 

میلاد امام رضا(ع)،هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت

 را به تمام شیعیان جهان تبریک  عرض می نمایم


برچسب‌ها: امام رضا, میلاد اما رضا مبارک
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 .:. 23:38 .:. Mohammad

با اجازتون 28 شهریور تولد بنده است

ببینم دیگه چیکار می کنید...

با معرفتا خودشونو معرفی  کنن.


موضوعات مرتبط: تولدم
برچسب‌ها: تولد
شنبه بیست و سوم شهریور 1392 .:. 12:34 .:. Mohammad
روزی فردی به تیمارستان رفت و از دکتر روانپزشک سوال کرد که شما چطور تشخیص میدید که کسی باید بستری بشه یا نه؟

دکتر گفت:ما یه وان پر از آب رو با یک لیوان ،یک پارچ و یک سطل در اختیار فرد قرار میدیم تا با یکی از اینا آب وان رو خالی کنه ...

بعد اون فرد سریع گفت:آهان فهمیدم!! آدم عادی با سطل آب رو خالی میکنه!!

دکتر گفت:آدم عادی درپوش زیر وان رو برمیداره...!!

بعد دکتر به طرف گفت : حالا شما میخواین تختتون رو به پنجره باشه !!؟؟


موضوعات مرتبط: روانپزشک...
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 .:. 23:56 .:. Mohammad
    یک روز صبح مردی برای اقامه نماز  جماعت صبح در مسجد از خانه خارج شد، هوا تاریک بود و به زحمت جلوی راهش را میدید،همینطور که به راهش ادامه میداد ناگهان پایش بر سنگی گیر کرد و به زمین افتاد و لباسهایش کثیف شد.فوراً به خانه برگشت، لباسهایش را عوض کرد و دوباره به راه افتاد.در راه باز به زمین خورد و لباسهایش پاره و کثیف شد.او بدون ناراحتی از جا بلند شد و دوباره به خانه برگشت و باز لباسهایش را عوض کرد و راهی شد.بار سوم در راه مردی چراغ به دست او را همراهی کرد تا به دم مسجد رسید.

از او پرسید: تو که  هستی که مرا یاری کردی؟

او جواب داد:من شیطان هستم!

مرد پرسید:چرا به من کمک کردی؟

شیطان گفت:بار اول که زمین خوردی و لباسهایت را عوض کردی و برگشتی خداوند تمام گناهانت را بخشید.

    بار دوم که زمین خوردی و دوباره لباسهایت را عوض کردی و برگشتی خداوند تمام گناهان خانواده ات را بخشید.

    بار سوم اگر زمین میخوردی و برمیگشتی خداوند تمام گناهان قبیله ات را می بخشید.

    من به این دلیل به تو کمک کردم تا این اتفاق نیفتد.


موضوعات مرتبط: واقعا نمیدونم چه عنوانی براش بنویسم...
برچسب‌ها: بخشش خدا, شیطان
یکشنبه هفدهم شهریور 1392 .:. 17:22 .:. Mohammad

جنگ سختی شروع شده بود.صدای به هم خوردن شمشیر ها برای لحظه ایی قطع نمی شد. حالا سرداران و سربازان در سپاه تن به تن می جنگیدند. یک سپاه حق بود و دیگری باطل.ابری از غبار روی بیابان مثل چادری بزرگ سایه افکنده بود.اسب ها شیهه می کشیدند و دنبال هم می دویدند.در آن میان امام علی(ع) با شجاعت شمشیر می زد و گاه دور خودش می چرخید و حریف می طلبید.ناگهان دشمنی فریاد زد : ای علی چه شمشیر زیبایی داری! کاش آن را به من می بخشیدی! و بلند خندید و سرش را به سویی دیگر چرخاند تا حریف پیدا کند که سایه ایی در پشت سرش دید.

علی(ع) بود که به او لبخند می زد. امام شمشیر خود را در مقابل او گرفته بود و گفت: بگیر این شمشیر را به تو بخشیدم!

مرد نزدیک بود از تعجب شاخ در بیاورد.رنگش پرید و عرق سردی بر پیشانی اش نشست. می دانست امام از روی دوستی شمشیرش را به سویش دراز کرده است. مرد عقب عقب رفت. امام هنوز لبخند می زد.مرد پرسید: از تو تعجب می کنم که می خواهی در چنین هنگامی شمشیرت را به من هدیه کنی!

علی (ع) گفت‌: مگر نه این است که تو دست خواهش به سوی من دراز کردی. از جوانمردی به دور دیدم که تو را محروم کنم!

مرد طاقت نیاورد و بی اختیار دوید و خودش را به پاهای علی انداخت.پاهایش را بوسید و با بغض گفت: من به دین شما ایمان اوردم. حتما دین شما است که خوبی را به شما یاد داده است. من بنده ی چنین دینی هستم. و مسلمان شد و سپس به سپاه امام علی پیوست.


موضوعات مرتبط: شمشمیر زیبا...!
برچسب‌ها: امام علی, شمشیر زیبا, بخشش امام علی
یکشنبه دهم شهریور 1392 .:. 8:52 .:. Mohammad

اونایی که میگن سنگ دل نداره پس به این چی میگید:

قلب سنگ

بهتون قاطعانه قول میدم که تا حالا این عکس رو هیچ جا ندیدید

چون بنده اینو شخصا از دامنه های سبلان شکار کردم و

این سنگ در زادگاه بنده است


موضوعات مرتبط: قلب سنگی
برچسب‌ها: قلب سنگی, سنگ قلب دار
یکشنبه سوم شهریور 1392 .:. 9:11 .:. Mohammad
.:.  کدنویسی : وبلاگ اسکین  .:.  گرافیک : شهدای کازرون  .:.
درباره وبلاگ

با سلام خدمت بازدید کننده گان عزیز
محمد هستم دانشجوی رشته کامپیوتر
امیدوارم استفاده لازم رو از مطالب وبلاگ برده باشید.
در ضمن خواهش میکنم نــظــر بدید.
موضوعات وب
امکانات وب